۱۳۹۶ بهمن ۱۴, شنبه

با درود بایران یاران و شیفتگان بفرهنگ پویا و شکوهمند ایران زمین
وابستگی تنگاتنگم بفرهنگ زادگاهم کرمانشاه , بر آنم داشت  که رسانه ای را که سالهاست در دست دارم گسترده تر کنم تا بیانگر مهر دیرینه ام باشد بفرهنگ میهنم که در راستای این 1400 سال که از یورش تازیان سپری شده , دشمنان این فرهنگ , تا توانسته اند بر پیکر درخت مانا و استوارش  تبر زده و همچنان میزنند که در این نوشتار , بیکی از آنها بسنده میکنم و آن رسیدگی بزبان ورجاوند پارسی است که خوشبختانه در این 10 سال پیش رو بخود جان گرفته و در سراسر کشور با موج دوست داران این زبان خودی و خانگی رو برو میشویم که هر روز در روند فزونی است .
خواهشی از همگان و بویژه همشهریان کرمانشاهیم دارم , شنیده ام که در شهر کرمانشاه بیشتر قنادیها , نام عربی قنادی را از روی فروشگاه های خود پائین آورده و بجایش  واژه ی خودی و خانگی شیرینی سرا را نوشته اند که جای بسی شادمانی است برای فرزندان آینده ی ایران زمین تا بدانند و آگاه باشند که ما ایرانیان , زبانی شیوا و دل نشین داریم و نیازی به هیچ واژه ی بیگانه ای نداریم , هستند بزرگوارانی چون همشهری فرهیخته پروفسور میر جلال الدین کزازی که ما را از زبان پارسی خودمان آگاه میکند که با واژگان خودی سخن بگویم و از کاربری با واژگان تازی و بیگانه بپرهیزیم .
خواهشی از مهربانان و دوستداران شهر کرمانشاه دارم :
من زاده ی 1324 خورشیدی در شهر کرمانشاه هستم , دوران آموزشی میانگین (متوسطه) را در دبیرستان پهلوی گزراندم (ذ)که کدبان پروینی سرپرست دبیرستان بودند و کدبان زنده یاد یداله بهزاد دبیر دانش ادبی (ادبیات) ما بودند و  بزرگوارانی که نامشان را با یاری از کدبان عبداله فرهادیان یافتم همکلاسیهای ما بودند :
فریدون علی خوانی(افسر پیشین شهربانی)-....سعیدی -......منتظری - (پزشک) عبداله بسام -حبیب اله چنگیزی (زنده یاد ) جلیل تخت شاهی (پزشک)پرویز برهمن (پزشک) -علی اصغر صفاری-فتاح فرخی-کیومرس وحدتی-محمد خرمی-حسین مرادی-کیهان باقر زین العابدینی-غلام قنبری -سیاوش مولائی-شهرام صاحب جمعی(پزشک) -همایون ابراهیمی-داریوش باقرپور-
از بزرگوارانی که این نوشتار را می خوانند خواهش میکنم با من در این رسانه در پیوند باشند تا همگی دوستان همکلاسی را بیابیم . پیوسته دلتاتن شاد و لبتان خندان .

۱۳۹۶ بهمن ۶, جمعه

برگی تازه
از هر چه بگذری سخن دوست خوشتر است
پیشرفتهای روز افزون جهانیان در پیاده کردن هر پدیده ی نوشتاری و گویشی و نمایشی  در انبار بی مرز یوتیوب و گوگل !  همکاریها میان مردم گیتی را بکاری ساده و دلنشین آراسته کرده که در لابلای آن میشود دوستان پراکنده را در کران بکران گیتی پیرامون هم آورد .
برنامه ای را با یاری از چند دوست ایران یار در اندیشه داریم و آن گسترش آگاهی مردم است از روش نگارشی ما ایرانیان که یک روش عربی است !؟ بیشمارند کسانی که با دبیره ی  نگارشی اوستائی که در دوران ساسانی و پیش از شکست ایران از عرب در میان مردم گسترش داشت  , آشنا نیستند و خواسته ی ما , آگاه کردن ایرانیان اهورائی است از دبیره ی (خط بعربی) اوستائی , این دبیره را امروز بزرگان و ایران یاران و میهن دوستان , آمده اند و در نرم ابزار (کامپیوتر) پیاده کرده اند که ما بآسانی میتوانیم گام بگام باین کار مردمی و پسندیده باز گردیم و در آینده بجای نوشتن  بعربی ! با دبیره ی اوستائی که از آن خود ماست بنویسیم , آرزومندیم که راه های رسیدگی باین آرزو را دست در دست هم بیابیم و پیاده کنیم .
چه زیباست آنروز فرخنده ای که ایرانی با دبیره ی خودی بنویسد .

۱۳۹۶ بهمن ۵, پنجشنبه

با درود
اندیشه ای تازه را میرویم تا با کمک از ایران یاران سراسر گیتی پیاده سازیم , این رسانه هم میتواند بازگوی خواسته های همگان باشد در چارچوب از پیش آراسته شده ی مهر و دوستی و برادری و هم پیمانی , بی آنکه باورهای دینی و سیاسی (مایه ی جدائی افکنی و دشمن پروری ) را در آن بیاوریم چون خواسته ی ما یک خواسته ی پیشینه دار است که در راستای 1400 سال از یورش تازیان و فروپاشی فرمانرائی ساسانی , بآن رسیدگیهای آنچنانی و پیگیر و سازنده نشده .
ما ایرانیان اهورائی , روش نوشتاری و نویسائی خودمان را داشتیم که سد (ص) ها سال پیشینه داشت و بیشمار نامک (کتاب)
با آن نوشته شد که تازیان یا خوراک آتشش کردن و یا در رودخانه ها بنابودیش کشاندند , ولی ایرانی , با فرهنگ فراخ دامانش , هرگز فراموش نکرد که روش نوشتاری اوستائی را دارد که خودی و خانگی و مردم پسند است و باید مانده های فرهنگی خودش را با روش نویسائی خودش بنگارد  , چرا شاهنامه ی پیر توسمان (ط) فردوسی بزرگ نباید باوستائی نوشته شود !؟ و چرا شاهکارهای مولوی را به اوستائی ننویسیم !؟ و چرا مانده های پیران شیرازمان (حافظ و سعدی ) با روش خانگی اوستائی نوشته نشوند !؟
اندیشیدن باین کار , شاید شما را نا امید کند که پس از 1400 سال , چرا امروز !؟ و پاسخ ما هست چرا نه !؟
مگر پیشوای آزادی بخش کشور ترکیه , مصطفی کمال اتاتورک در نزدیک به سد سال پیش این کار را نکرد !؟ با این توفیر که او واژگان تازی را در زبان ترکی به لاتینی برگرداند و ما خواهان آنیم که زبان ورجاوند پارسی خودمان را به روش نوشتاری خودمان  باز گردانیم بر این باور همگانی که خواستن , توانستن است و کار نشد ندارد .
ما رویهم رفته 32 بند واژه (حرف)در زبان امروز پارسی داریم , ت و ط را میتوانیم در اوستائی یکی کنیم ذ-ض-ظ را میتوانیم بر چینیم و بجایشان (ز) را اوستائی کنیم , (ث)-(ص) را بر چینیم و سین اوستائی را جایگزینش کنیم , (ق )و بند واژه ی (غ) نیز یک آوا را میرسانند که میشود آنرا یکی کرد , میماند  دو بند واژه ی (ه) و (ح) که آنهم یکی میشد و بنا بر این میمانند: ا-ب-پ-ت-س-ج-چ-ه-خ-د-ز-ر-ژ-س-ش-ع-ق-ف-ک-گ-ل-م-ن-و-ی
رویهم رفته با 25 بندواژه ی اوستائی میشود روش نگارشی پارسی را دگرگونه کرد , در آغاز نوشتم که رسیدگی باین کار , نیاز به نشستها و کار گشائیهای ژرف دارد که بی گمان از سوی فرهنگستان ایران زمین باید مورد رای زنی نهاده شود و خواسته ی دستینه (امضا) شده ی آنهاست که مورد پسند همگان خواهد بود , تنها کار ما پیشنهادی است که میشود روی آن کار کرد و سپس آن پیشنهاد آماده شده را در دسترس بزرگان نهاد .
خوشبختانه ایران یاران تلاشگر و همیشه در میدان , واژه نگار اوستائی را در نرم ابزار پیاده کرده اند که در دسترس همگان است و تنها میماند که آستینها را بالا زده و این کار مردم پسند و اهورائی و خودی و خانگی را پیاده کنیم و پس از 14 سده , دو باره با واژه های اوستائی خودمان آغاز به نگارش کنیم , چه زیباست بر آن روز فرخنده نگریستن و از شادی گریستن .پیوسته دلتان شاد و لبتان خندان باد .

۱۳۹۵ آذر ۲۶, جمعه



شاهکاری ازسعید روستائی در فیلم در خور هزاران ستایش  بنام
ابد و یک روز
دیشب تا نیمه های شب برای دومین بار فیلم (ابد و یک روز) را تماشا کردم و رویداد هایش چنان بر دلم نشست که بر آن شدم تا بازتاب این هنری ترین دست آورد سینمائی ایران را بشما پیش کش کنم  :
من با کارهای کدبان سعید روستائی که بار بسیار سنگین این دست آورد با شکوه را بر شانه های توانمندشان داشتند , آشنائی ندارم ولی مشت نمونه از خروار است و این کار در خود ستایششان را باید ستود و بزرگ داشت .....
سعید روستائی ( دارای پایان نامه ی دانشگاهی از دانشگاه سوره ) در این فیلم بی همتا , بیانگر درون پُر بار از غمها و گرفتاریهای انباشته ی مردم ساده و کوچه و بازاری  ایران است که با هنری ترین و زیبا ترین و در خور ستایش ترین روش آنرا پیاده کرده و بیننده را براستی در جای خود میخکوب میکند , بازی آفرین بر انگیز هنرپیشه ی زیبا و کار آزموده , پریناز ایزد یار که بجای سومیه بازی میکردند شگفت آور و باور نکردنی است , پریناز , در راستای فیلم , نمایانگر یک همشیره ی دلسوز برای تک تک خانواده است که با هنری ترین ابزارهای هنرپیشگی و شگفت آور ترین چهره ها زیبائیهای درونی یک دختر خانواده را در گریه ها و خنده های از دل و جان بر خاسته پیاده میکند و هر دم آفرین بر می انگیزد , بازی کدبان نوید محمد زاده (محسن) که نشان بهترین بازیگر مرد را در جشنواره ربوده , مرزهای هنر را به دور دسترین ها کشانده و براستی شگفتی ببار می آورد , باید ژرف نگری کرد و چند بار این فیلم بی همتا را دید تا داوری نمود که نوید چه بازی آفرین بر انگیزی را در این فیلم نمونه پیاده کرده ...... سعید روستائی , کارگردان چیره دست که این نخستین فیلم اوست و بی گمان میرود تا ایران را در جشنواره ی اسکار نماینده باشد , با اندیشه ای ماورای دید های دور پرواز یک کارگردان , در این فیلم به چیزهائی دست میزند که نازک بینیهای ژرفش را در شناسائی توده ی مردم به درخشش میبرد و فروزنگی هنری را تا آسمان ای مرز بالا میبرد و شگفتی می آفریند , بیننده , خودش را در آن خانه ی زوار در رفته و نیمه ویران می بیند که از درو دیوارش خاک میریزد و بر پهنه اش شکاف ها و ترک ها چشم را آزار میدهند , دلسوزیهای آفرین بر انگیز نازنین را در پهنه ی خانه باوج میرساند که بر همه چیز و همه جای خانه دست دارد و مادر و دگر همشیرگان و برادرانش زیر فرمان خانه داریهای اویند , یکی از همشیره ها که هنوز همسر نگرفته و از بی پولی , چند گربه ی فلج را نگهداری میکند و برادر کوچک خانواده که در دبستان شاگرد نخست است و در خانه چون فرفره برای همشیره اش سومیه کار میکند .... مادری که از درد رنج می برد و آرزوی مردن را دارد و همشیره های دیگر که هر کدامشان با گرفتاریهای ویژه ی خودشان گرد هم آمده اند تا نمایانگر یک خانواده ی کوچه و بازاری باشند با کوه کوه گرفتاریها و ندانم کاریها و کمبود پول و نداشتن خوراک بر سر سفره و خالی بودن یخچال و دلگرمی مردم بزنده بودن و جانشانی کردن برای ماندگاری یک خانواده ی راستین ایرانی که مهر و دوستی و فداکاری برای یکدیگر از ویژگیهای آنهاست و کارگردان جوان ( 26 ساله ) با تیز هوشی و کا کشتگی و توانمندی و دانائیهای ژرف بروزگار توده ی مردم , نشانگر باورهای ژرف مردمان به دود اسپند و پاشیدن آب پشت رهنورد (مسافر) و رد شدن از زیر قرآن که نمایانگر وابستگیهای تنگاتنگ مردم بباورهای دینی است ولی باور های اهورائی ما ایرانیان را از یاد نمی برد و در راستای رویداد ها , مهر مادر را بفرزندان و همدمی و همرزمی را در هنگام مبارزه م پیوستگی و همبستگیهای خانوادگی را در هنگلم گرفتاری بیاد دارد و در آمیخته با مهر که بر همه ی جای خانه فروزنگیهای ژرفش را پیاده کرده ... از یاد نمی برد و نمایانگر خواسته های ما ایرانیان اهورائی است که با از خود گزشتگیهای پیاپی برای این و آن در زمان فیلم پیاده میشود و بیننده را به هزاران آفرین وامیدارد .
پیشرفتهای ایران در پیاده سازی فیلمهائی که تا دریافت نشان بر جسته ی اسکار پیش میتازد , مایده هائیست بر بالندگی ما ایرانیان و بی گمان سعید روستائی را باید ستود که با این فیلم برجسته که از نخستین کارهای اوست یکشبه راه بزرگی را سپری کرده و برایش آرزوی تندرستی و پیشرفتهای روز افزون داریم .
در پایان بایسته میدانم که در برابر تک تک این بزرگواران هنر پرور , کلاه بزرگداشت را از سر بر دارم و در برابر تک تکشان کرناش کنم و بهروزی ایران و ایرانی را از درگاه اهورائی خواستار باشم .

۱۳۹۵ آذر ۲۵, پنجشنبه

یاد آوری

با درود فراوان
نگارشات پیشینه داری را سالهاست در رسانه ی فیس بوک پیاده میکنم که  بسیاری از هم میهنان و همشهریان کرمانشاهیم پسندیده اند و بر آن شدم که در این رسانه نشانی فیس بوکم را نیز جاسازی کنم تا مهربانان همبسته در فیس بوک نیز توان دیدار از این رسانه را داشته باشند : این نشانی ام در فیس بوک است که پیش کش میکنم

https://www.facebook.com/homayoun.avrahami.7
آرزومندم که با این نشانی , دوستان بتوانند از این رسانه دیداری داشته باشند .
با مهر و سپاس
همایون

۱۳۹۵ مهر ۲۰, سه‌شنبه

بیستم مهرماه 1395 برابر 11 اکتبر 2016
با درودی دگر بار بشما مهربانان و دوست داران فرهنگ فراخ دامان و شکوهمند ایران زمین
زمان زیادی است که با بودن کارها , نتوانستم باین رسانه , آنگونه که باید و شاید  رسیدگی کنم , بنا بر این , از این پس خواهم کوشید , این سامانه را بگونه ای هر چه زیبا تر و پُر بار تر برایتان پیاده کنم و پیش کشتان نمایم ,همانگونه که می بینید و از نوشته هایم پیداست , میکوشم , هر چه کمتر از واژگان بیگانه , کار بری کنم با ین امید و باور که این کار مردمی و پسندیده را بیشتر ایرانیان وابسته بفرهنگ پارسی , پیگیری نمایند........ .
گروه زیادی از دوستان که با من در رسانه ی فیس بوک  و باین نشلنی :
 https://www.facebook.com/homayoun.avrahami.7
 در پیوندند  , خواهان آشنائی با کتابهائی هستند که تا کنون بچاپ رسانده ام که در راستای این نوشتار , آنها را با کتابها آشنا خواهم نمود و راهنمائی  خواهم کرد , چگونه کتابها را دریافت نمایند .

۱۳۹۴ آذر ۲۱, شنبه



همزبان گرامی
مهر را میستایم چون با وابستگی به فرهنگ ایران زمین , نیک نگری را در راستای زندگیم آموختم :
دنیای بدی را پیش رو داریم :
دست روی دست نشستن کار پسندیده ای نیست : فرزانگان بما آموخته اند تا  پیشینه ی کشور و کیشمان را بدانیم
وابستگیم بفرهنگ سرزمین زادگاهم ایران , تنگاتنگ و از دل و جان بر خاسته است و از سوی دیگر برای ماندگاری کشور اسرائیل , بازمانده از نیاکانم در تلاشی پیگیر و خستگی ناپزیر (ذ) هستم .
پس از چاپ 3 کتاب در راستای بزرگداشت از فرهنگ ایران زمین (بزبان پارسی)
تازه ترین کتابم را بنام  سپهسالار شیمعون برکوخبا  بچاپ رساندم تا بازگوی پیشینه ی کیش اسرائیل باشم در این آب و خاک .
سپهسالار بر کوخبا سرداری برجسته از مردم کیش اسرائیل بود که در 1860 سال پیش با خیزشی دلیرانه و نترس در برابر اژدهای جهان خور روم باستان بر خاست و با 400 هزار سرباز در برابر آن اژدها ایستاد تا ارتش دژخیم خوی رومیان بیگانه را از سرزمین پدرانش بیرون ریزد و در این کتاب 420 برگی , کوشیدم , نخست تاریخ رویداد های کیش یهود را در راستای 3000 سال بزیر پژوهش ببرم  در آمیخته با زندگی این ابر مرد تاریخ اسرائیل ونشانگر پایداری و ماندگاری کیش اسرائیل در سرزمین پدرانش باشم که پس از 1860 سال دربدری توانست در سال 1948 از زایش مسیح , دوباره کشور نوپای اسرائیل را برپا کند و تا بامروز بجهانیان نشان دهد که مردم کیش اسرائیل در این آب و خاک , پیشینه ای بالای 4000 سال ( بالای 3000 سال پیش شاهانی چون داود و سلیمان در این سرزمین فرمان میراندند ) دارند.
از شما هم زبان بزرگوارم خواهش دارم برای آشنائی با این کتاب پژوهشی و شناخت ایرانیان با تاریخ کیش اسرائیل , مرا همراهی و یاری دهند تا بتوانیم با همبستگی بیکدیگر , این کتاب را بدست هر چه بیشتر از پارسی زبانان جهان برسانیم تا دست کم با مردم این کیش بیشتر آشنا شوند  , بویژه اینکه هر هنگام آخوند های بیگانه با نیک نگری ,  با ترفند و ریا کاری برای نابودی کشور اسرائیل در تلاشند و بباور من فراوانند شهروندان ایرانی که با رویداد های پُر فراز و نشیب سرزمین اسرائیل نا آگاهند و در کتاب نامبرده کوشیده ام تاریخ کیش اسرائیل را بگونه ای خستگی ناپزیر به خواننده نشان دهم .
رساندن این کتاب بدست هر چه بیشتر از پارسی زبانان جهان  میتواند یاری رسان و سازنده برای آینده ای نو و آشتی زا باشد .
چشم براه پیشنهادات سازنده ی شما هستم
با مهر و سپاس
همایون